سیل و دخترش گیزم به آپارتمانی که عزیز در آن زندگی می کند نقل مکان می کنند. چندی نگذشت که گیزم دچار یک تصادف ناگوار شد. عزیز که دختر کوچولو را بسیار دوست دارد سعی می کند سه آرزوی نوشته شده در دفتر خاطرات دختر را برآورده کند تا اینکه...