دوست قدیمیاش، پلیسی از ژاپن، از لوگان درخواست میکند تا به او کمک کند تا سندیکای جنایی شینگن یاشیدا را سرنگون کند و ماریکو، عشق گمشده لوگان را از ازدواج اجباری که توسط پدرش شینگن ترتیب داده شده بود، نجات دهد. یوکیو، یک قاتل زن، به او کمک می کند.