ویلیام احساس می کند که زندگی به پایان رسیده است. او در نهایت با بهترین دوستش آندرس زندگی می کند. آنها همدیگر را دیوانه می کنند، اما از هم حمایت می کنند، آنها باید یاد بگیرند جایی در دنیایی پیدا کنند که دیگر برای مردانی مانند آنها ساخته نشده است.