در یک یکشنبه معمولاً خسته کننده، پسر کوچکی با والدینش به کلیسا می رود قبل از اینکه برای ناهار خانوادگی به خانه یکی از بستگانش برده شود. او که هنوز حوصله اش سر رفته است با گذاشتن یک سکه در مسیر راه آهن مجاور خود را سرگرم می کند، اقدامی که در...