زندگی گالال در نتیجه ملاقاتی عجیب با غریبهای تصادفی زیر و رو میشود، زیرا هر آنچه در طول روز برایش اتفاق میافتد را روی بازویش میبیند و روزهایش را به یک سری موقعیتهای خندهدار تبدیل میکند.