جاکومو می بیند که به عنوان مراقب یک معلول، ماریو اسپادا، کار می کند، که حداقل می توان گفت غیرقابل تحمل است: مبتذل، یک بازیکن پوکر بی احساس که عاشق ودکای خود است، به او توهین می کند، او را می فرستد تا کوکائین بخرد و مجبورش می کند که بیاید...