داستان فیلم حول محور جوانی روحول است که به همراه خانواده اش در کلبه ای کوچک در کنار باند فرودگاه بین المللی زندگی می کند. مادرش رحیمه با فروش شیر گاوی که با او خریده بود برای تامین مخارج خانواده تلاش می کند...