
الکس کارلسون که در کارش در غذاخوری محلی انجام نشده، احساس می کند ببری که در یک قفس به دام افتاده است. به نظر می رسد رویای او برای ترک کوپر فلتس برای دنبال کردن یک حرفه هنری در حال محو شدن است. وقتی پسر ولخرج چاک کراولی، تکهای از امید پدیدار میشود...