در حالی که صاحب یک آژانس تبلیغاتی با استخوان های شکسته زیادی در بیمارستان دراز کشیده است، او داستان خود را برای یک پزشک تعریف می کند. او عاشق دو زن با شخصیت های متضاد شد، یکی مستقل اما سرد، دیگری مطیع اما سرسخت.