آنتوان افسرده تر از آن است که به نواختن در گروه راک خود ادامه دهد. پس از سرگردانی در خیابان ها، تصمیم می گیرد به دنبال شغلی برود. او که بی مهارت است، خوش شانس است که به عنوان سرایدار یک ساختمان آپارتمان قدیمی پاریس استخدام شده است.