چانتی زندگی ساده و در عین حال راحت دارد. پدر شانتی یک ستاره شناس مشهور است. او یک آتلیه عکاسی باز می کند و نام آن را به نام مادرش می گذارد. یک روز چانتی و دوستش پراساد متوجه می شوند که مردی در حال تعقیب دختری است و سعی می کنند او را نجات دهند.