سانگ ژی عاشق دوان جیا خو، پسری که اغلب برای بازی با برادرش به خانه او می آید، می شود. سالها پس از پیوستن او به دانشگاه در شهری که اکنون او زندگی میکند، و در طول تعاملات روزانهشان، آنها به آرامی در شهر میافتند...