پس از سقوط هواپیما، النا یتیم، کریستین او را به فرزندی قبول می کند. سالها بعد، علیرغم آشنایی با خواهرش لوسیا و جدایی او از دوست پیتر، او را مجبور به ازدواج میکند، اما النا و کریستین نمیتوانند یکدیگر را ترک کنند.