کریش وانمود می کند که دوست پسر بومی است تا به او کمک کند تا از یک ازدواج منظم جلوگیری کند. آنها عاشق یکدیگر می شوند و باعث می شوند مگا به خیانت مشکوک شود. در میان اختلافات خانوادگی، کریش خانواده ها را آشتی می دهد و در نهایت با بومی ازدواج می کند.