جان ترنچارد یتیمی است که رویای یافتن ثروت ریش سیاه را در سر می پروراند. اما دوستی با یک قاچاقچی بدنام به زودی او را مجبور به مخفی کردن با قیمتی روی سرش می کند و در این فکر است که آیا او هرگز دوباره مونفلیت را خواهد دید یا خیر.