سینان توسط رئیسش اسفندیار برای نوشتن فیلمنامه به کاپادوکیا فرستاده می شود. در حالی که او منتظر الهام است، سینان می بیند که ابتدا با ایلول، دختر ایزت، که صاحب هتلی است که برای اقامت در آن رزرو شده است، برخورد می کند و سپس وارد...