دوازده سال پس از مرگ پسرشان، دایانا و مارتن برای یک آخر هفته در خانه قدیمی خود در دریاچه با هم متحد می شوند. او یک متخصص هوش مصنوعی است. او در انزوا زندگی می کند هنگامی که یک مرد جوان مرموز ظاهر می شود، رازهای قدیمی و سوء ظن های جدید ظاهر می شوند.