
دورگا و سراوانان، بچههای مزرعه، بچهای به نام بوجی را پیدا میکنند و به فرزندی قبول میکنند. پس از اینکه پدرشان بوجی را میفروشد، سفری را برای بازپس گیری او آغاز میکنند و درشینی را ملاقات میکنند. تلاش آنها با جستجوی صاحبخانه شیوا برای آنها تلاقی می کند.