ثریا و پوجا دوستان دانشگاهی بودند. پدر پوجا به زور ازدواج او را با یک گانگستر ترتیب داد. مضطرب سعی کرد خودکشی کند اما سوریا او را نجات داد. بعداً آنها توسط یک باند ناشناس مورد حمله قرار گرفتند و سیوا را خشمگین کرد که به دنبال ...