جان خانواده اش را به یک شهر روستایی نقل مکان می کند، با همسایه مرموز تامی که رازهای تاریک را پنهان می کند، دوست می شود. شیفتگی جان نسبت به تامی با مشکوک شدن همسر فیونا افزایش مییابد که منجر به کشف خطرناک حقایق پنهان و سرکوب میشود...