
گرتا به عمارت عمهاش که به تازگی فوت کرده است نقل مکان میکند و شروع به برگزاری مهمانیهای عجیب و غریب با دوستانش میکند. با این حال، آنچه که به نظر می رسد بهترین تابستان زندگی آنها باشد، پس از بکر، خاله با ارزش او، تبدیل به جنگ برای زندگی آنها می شود.