در دهکده ای که بین دودمان کرمانی و دارمانی تقسیم شده است، چاندو و بوجاما در دو طرف رقیب یک دشمنی متولد می شوند و به عنوان دشمن بزرگ می شوند. وقتی عشق بین آنها شکوفا می شود، باورهای روستا در مورد وفاداری، هویت و ... را مختل می کند.