دکتر ایشیتا در یک تصادف جان دختر جوانی به نام روحی را نجات می دهد. روحی که مورد غفلت پدر و مادرش قرار گرفته بود، اجازه یافت مدتی بماند، اما پدر روحی، ایشیتا را به ربودن او متهم می کند.