
آگاتا با جوانان مشکل دار کار می کند، غواصی آزاد می کند و زندگی را به طور کامل در آغوش می گیرد. او نابینا است. رابرت یک عکاس موفق است که از مردم دوری می کند. ملاقات آنها همه چیز را تغییر می دهد و به آنها کمک می کند عشق پیدا کنند و بر محدودیت ها غلبه کنند