پس از ترک همسرش، جیمز شغل خود را در ایالات متحده رها می کند تا از مادر بیمار خود با از دست دادن حافظه در وطن خود مراقبت کند. وقتی او مراقب او می شود، رابطه آنها خصمانه می شود و منجر به سفری برای شفای عاطفی می شود.