تسا، پرستار اورژانس جان رئیس باند ویکتور را نجات می دهد و هدف او می شود. وقتی برادرش نیاز به درمان پرهزینه دارد، ویکتور برای ازدواج کمک می کند. همانطور که او با دنیای او سازگار می شود، متوجه می شود که او ناجی گذشته اوست.