جیکوب برادلی در میان یک حمله تاکتیکی در انباری از خواب بیدار می شود، بدون هیچ خاطره ای و هیچ ایده ای که او کیست. او توسط زن جوانی پیدا می شود که به او کمک می کند تا فرار کند و به او می گوید که هر اتفاقی بیفتد، باید زنده بماند. یک تروریست...