در چنگال یک بحران میانسالی، رولند با سامانتا خوش بین ابدی و گروه سگ پارک کننده دوستدار زندگی اش ملاقات می کند. در حالی که رولاند با ناراحتی به پارک باز می گردد، متوجه می شود که ممکن است به جامعه ای نیاز داشته باشد تا به آن تعلق داشته باشد.