پدری منطقه آسایش خود را برای جستجوی دختر گمشده خود در Camino de Santiago ترک می کند. در طول سفر زیارتی خود، در میان تاول ها و برخوردهای غیرمنتظره، او بسیار بیشتر از سرنخ های صرف را کشف می کند: او خود را دوباره کشف می کند.