آریا پس از مشاهده قتل مادرش به دست خدایان، یک چیز را باور می کند: خدایان بی دل هستند. یک روز او یک بره طلایی مرموز را می کشد تا خانواده گرسنه خود را سیر کند، غافل از اینکه این یک موجود مقدس المپوس است.