صبری، چنین مرد خوش قلب، دوست اداری خود را می کشد و بدون هیچ علت مشخصی در زندان خودکشی می کند. در همین حین، نوری، دوست دوران کودکیاش و روزنامهنگار/نویسنده به شهر خود بازمیگردد و خود را در خیابان ناشناخته صبری میبیند...