
جان، مرد جوانی، با گروهی از مردم منتظر حملونقل است که آنها را به مکانی پنهان میبرد، جایی که امکان شروعی تازه وجود دارد. اما راهنما فکر می کند که هنوز آماده ترک نیست. جان شروع به شک در انگیزه های خود می کند و به تدریج از مکان و افراد اطرافش ناراحت می شود.