
دیمین با مادرش ماریان که یک پزشک است، زندگی می کند، در حالی که پدرش در یک تور خارج از کشور است. او توسط توماس که مادرش بیمار است مورد آزار و اذیت قرار می گیرد. وقتی ماریان از توماس دعوت می کند که بیاید و در کنار هم بماند، پسرها خودشان را با هم زندگی می کنند...