لاسی به همراه پدر گمشده اش در یک پمپ بنزین فرسوده زندگی می کند. یک ون با چهار فاحشه و نگهبانان آنها از راه می رسد و متوجه می شویم که پدر لاسی چیزی برای پنهان کردن دارد. باند تصمیم می گیرد منتظر بماند... برای چه؟ آکا...