یونا به هارو علاقه دارد. هر روز صبح وقتی به مدرسه می رود او را در قطار می بیند. او چیزی در مورد او نمی داند و او به مدرسه ای متفاوت از او می رود. یک روز صبح، او از خواب بیدار می شود و هارو را می بیند که در کنارش خوابیده است...