دیکا قبل از روز عروسی پدر اینا را ملاقات کرد، او در مورد تجربه دبیرستان خود از داشتن اینا به عنوان دوستش گفت. او همچنین یک گروه کارآگاهی را با دوستان دیگرش ایجاد می کند که در دبیرستانش تلاش می کنند تا به اینا معروف شوند...