رامیز جلال در یک شرکت کشتیرانی که مجسمههای کانگورو وارد میکند کار میکند، یک روز مجسمهها با کانگوروهای واقعی جایگزین شدند و رامیز خود را در مأموریت میبیند تا از آنها مراقبت کند تا به صاحبان واقعیشان تحویل داده شوند.