ویلیام در تمام زندگی خود آرزوی انجام وظیفه هیئت منصفه را داشت. او همیشه میدانست که قرار است یک هیئت منصفه باشد، اما هرگز تصور نمیکرد که وقتی بالاخره روزی فرا رسید، مادر تمام کنسرتهای هیئت منصفه شود: یک دادگاه واقعی قتل.