ریکو مانند پدرش در یک کارخانه گوشت پخته شده کار می کند که بیش از مردم آن را خوک ها احاطه کرده اند. عشق واقعی و روزمره که او با سارا در میان می گذارد، در مخمصه ای قرار دارد. در حالی که ریکو از شغل خود ناراضی است، او خوش شانس است که بر خلاف ...