کاترین بدترین روز ولنتاین زندگی خود را تحمل می کند. در راه بازگشت به خانه، یک کولی یک طلسم جادویی روی او می اندازد. صبح روز بعد او به زودی متوجه می شود که روز را دوباره تجربه می کند تا اینکه آقای راست را پیدا می کند.