پس از یک ازدواج ناموفق، ریچارد در جستجوی دخترش میندی است. او با ساشا، بازیگری مشتاق ملاقات می کند که به او قول کمک می دهد. اما امید به دست آوردن پول نقد سریع با اجرای یک نمایش 24 ساعته به زودی تبدیل به یک کار خونین می شود ...