او رئیسی است که زندگی خود را وقف رشد امپراطوری نساجی که از پدرش به ارث برده است می کند و از پیروی از روش های بی رحمانه برای آن دریغ نمی کند. او پس از یک حادثه رانندگی سنگین تصمیم می گیرد زندگی متفاوتی را انتخاب کند.