کامرون و مادرش که توسط پدرش شکار می شوند، به یک خانه مزرعه ای منزوی نقل مکان می کنند، جایی که کامرون چیزهایی را می بیند و می شنود که غیرممکن است. او شروع به زیر سوال بردن همه چیز می کند و باید رازها را قبل از اینکه او را پاره کنند، کشف کند.