یک سیاستمدار روستایی با یک بیوه با بچه ازدواج می کند و موقعیت قابل احترامی به دست می آورد. او در مسائل سیاسی به پسر خوانده اش بیشتر از پسر خود اعتماد دارد. بنابراین پسرش را فراتر از حد ناراحت می کند.